میترسم یادم بره کی بودم، قبلا چیکار میکردم و خانواده ای داشتم! بخشی از روحم هزاران کیلومتر از من دوره و منی که هیچ عادت به این تماسای تصویری ندارم بیشتر از هرکسی دارم اذیت میشم، کسی که نمیتونست تلفنی رو که کمی هم بیخود و بی جهت طولانی میشه رو تحمل کنه حالا باید عزیزانش رو از پشت دوربین موبایلش ببینه. دارم از همه ی اتفاقات فرار میکنم و موهام دونه دونه سفید میشن، دیگه میترسم عادی زندگی کنم از قضاوت شدن میترسم، از خالی و پوچ موندن میترسم، سایه ی من چیه؟ منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

اخبار سایت بلگ بیست کوردتیوب ezrarwnq5 daily گلچین اشعار میرزا من گل سنگ مبلمان اداری، پارتیشن,میزهای مدیریت و کنفرانس آفن